غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 57

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

رفت ومورد توجه شاه قرار گرفت ومقامي بلند يافت ، به‌طورىكه اعلام شد در فرمانها ، أوامر ونواهى ، فرمان شيخ بر فرمان شاه مقدم است . در اعلاميه‌اى كه شاه‌طهماسب دراين‌مورد صادر كرد با تمسك به حديثي از امام صادق عليه السّلام آمده است : لايح وواضح است كه مخالفت حكم مجتهدين كه حافظان شرع سيّدالمرسلين‌اند با شرك در يك درجه است . پس هركه مخالفت خاتم المجتهدين ، وارث علوم سيّد المرسلين ، نائب الأئمة المعصومين ، لا زال كاسمه العلىّ عليّا عاليا ، كند ودر مقام متابعت نباشد ، بىشائبه ملعون ومردود واز اين آستان ملك‌آشيان مطرود است وبه سياسات عظيمه وتأديبات بليغه مؤاخذه خواهد شد . كتبه طهماسب بن شاه إسماعيل الصفوي ، الموسوي . « 1 » ودر حكم ديگرى در مورد محقق كركى آمده است : علماى رفيع المكان أقطار وأمصار ، روى عجز بر آستانهء علومش نهاده به استفادهء علوم از مقتبسات أنوار مشكاة فيض آثارش سرافرازند . . . مقرر فرموديم كه سادات عظام وأكابر واشراف فخام وامرا ووزرا وساير أركان قدسىصفات ، مؤمى اليه را مقتدا وپيشواى خود دانسته ، در جميع أمور أطاعت وانقياد به تقديم رسانيده ، آنچه امر نمايد ، بدان مأمور ، وآنچه نهى نمايد ، بدان منهى بوده ، هركس را از متصديان أمور شرعيه ممالك محروسه وعسكر منصوره عزل نمايد ، معزول وهركه را نصب نمايد ، منصوب داشته ، خود را در عزل ونصب مزبورين به سند ديگرى محتاج ندانند . « 2 » با توجه به اينكه محقق كركى ، إيراني الأصل نبوده وبا وضعيت سياسي واجتماعي داخل إيران چندان آشنائى نداشت ، طبيعي بود كه فرصت‌طلبان به عنوان مشاور أطراف ايشان را بگيرند وبا استفاده از قدرت سپاه قزلباش ونيز قدرت ظاهري فوق‌العاده‌اى كه از جانب شاه به وى تفويض شده بود ، دست به اعمالي بزنند كه قبلا حكم اباحهء آن را گرفته بودند وهر مخالفتي را مساوى با شرك دانسته ، با لعن وطعن به تسويه حسابهاى شخصي مبادرت ورزند . از جمله اولين فرمانهاى شيخ على كركى اين بود كه در هر شهر وقريه‌اى امامي را بگمارند تا با مردم نماز بگذارد وشرايع دين را به آنان بياموزد . ودر پى آن علماى

--> ( 1 ) . روضات الجنّات ، محمّد باقر موسوى خوانسارى ، 3 / 363 . ( 2 ) . همان ، 4 / 364 .